نوشتاری از مجتبی پوستین چی
عذر می خوام... با شمام... بله شما، شمایی که در اندیشه ساختن آینده ای روشن برای جامعه خود هستید. شمایی که تمام فکر و ذکرتان، درس خواندن است تا اینکه بتوانید نسخه اقتصادی جامعه خود را بپیچید، شمایی که تمام توجهتان را معطوف مشکلات جامعه خود کرده اید و در اندیشه آن هستید تا آرمان شهر مورد نظر خودتان را در کشورتان محقق سازید. بله با شمام دوست عزیز... میخواهم بدانم کدام گزینه را برمی گزینید؟ تولید و مصرف فراوان را یا کمبود و صفهای طویل را؟ بی توجهی به محرومان را یا مساوات کامل را؟ نفع شخصی را یا نفع اجتماعی را؟ آزادی مطلق را یا دیکتاتوری را؟ مالکیت خصوصی را یا مالکیت اشتراکی را ؟ آمریکا را یا شوروی را ؟ انگلستان را یا چین را؟ (گرچه امروز سردمداران این کشورها خود متوجه نقایص آنچه را که در عمل و یا فقط در حرف پسندیده اند، شده اند) برنامه ریزی متمرکز را یا نظام تجارت آزاد را؟ راحت تر بگویم افراط را یا تفریط را! و در انتها سرمایه داری را یا کمونیسم را!
این دو نظامی که هر دو در مقاطعی چوب افراط و تفریط های خود را خورده اند. حتما بحران بزرگ را می شناسید. بحرانی که در طی آن تولید 25 در صد کاهش یافت، نرخ بیکاری در سال 1933 به 25 درصد رسید و سطح عمومی قیمتها نیز 25 درصد کاهش یافت. سقوط بازار سهام و تبعات ریز و درشت دیگری که اقتصاد جهان را دچار معضل تاریخی کرده بود.
اما احتمالا نام قحطی بزرگ را کمتر شنیده اید. قحطی بزرگی که در نتیجه اشتراکی کردن کشاورزی که با حداکثر خشونت و فشار حکومت به انجام رسیده بود به وقوع پیوست.در طی سالهای 1933- 1932 میلیونها انسان جان خود را از فرط گرسنگی از دست دادند که بیشتر این قربانیان مربوط به اوکراین بودند. یوشچنکو رییس جمهور اوکراین در نوامبر سال 2006 این واقعه را به طور رسمی به عنوان یک نسل کشی علیه اوکراین خواند ( که البته عده ای این نظریه را از این بابت که یک اقدام عامدانه جهت کشتن افراد بود را رد می کنند). گریگوری کاراشنکو که از معدود بازماندگان این حادثه وحشتناک است حقایق تلخی را از آن زمان بیان میکند:« یکی از همسایه هایمان از شدت گرسنگی دختر شش ساله اش را کشت و شروع به خوردن آن کرد... » در آن مقطع فاجعه بار روزانه حدودا 250 هزار نفر جان خود را از دست میدادند. همه ساله در اوکراین مراسم یادبودی برای از دست رفتگان این فاجعه میگیرند که به آن holodemer می گویند. (واژهholocaust را نیز به یاد آورید ) خوب این هم از دسته گل نظام کمونیسم!
حال می خواهم بدانم بحران بزرگ را برمی گزینید یا قحطی بزرگ را ؟