پنجشنبه 14 اردیبهشت1391
ترسیم وضع مالی موجود
تلخیص توسط : نسرین رضائی مقدم
دیروز همایشی تحت عنوان آسیب شناسی اقتصاد ایران به همت بچه های انجمن علمی برگزار و در پایان نشستی تخصصی جهت بررسی نقش نظارت بانک مرکزی بر امور بانک ها و موسسات پولی در اقتصاد ایران با حضور تنی چند از اساتید* انجام شد.
در اینجا نکاتی از این نشست را که به نظرم مهم میرسند ،خلاصه وار ارائه میکنم.
- سیاست هایی که بانک مرکزی اتخاذ می کند از طریق بانک های تجاری و تخصصی به مردم منتقل می شود.
- اگر رابطه ی پول و کالا به درستی برقرار باشد ، پول اصطلاحا active است و سیاست های پولی به درستی عمل می کنند.اما اگر پول passive باشد ، دیگر سیاست های پولی موضوعیت نخواهند داشت. برای مثال نقدینگی بالا و غیر قابل کنترل در اقتصاد سبب می شود پول مابه ازای کالایی نداشته و رابطه ی صحیح پول با کالا قطع شود . در اینصورت پول passive می شود و حتی اگر پول دست مردم جمع آوری شود باز هم تولیدی صورت نمی گیرد زیرا مقام پولی نمی تواند به خوبی عمل کند.
- بازارهای اوراق بهادارنیز به این دلیل پدید آمدند که حتی در کوتاه مدت ، پول دست مردم راکد نماند و به سمت تولید هدایت گردد اما عملا اتفاق دیگری می افتد.
- در ابتدا بانک مرکزی بااین تصور که نرخ سود تسهیلات پایین منجر به کاهش هزینه ی تامین اعتبار تولید کننده و درنتیجه کاهش هزینه ی تمام شده ی کالا می شود و از آنجا با کاهش قیمت ، تورم کاهش می یابد ، اقدام به اینکار نمود. اما متاسفانه شرایطی پدید آمد که افراد با استفاده از نرخ سود تسهیلات پایین ، چون نسبت به نرخ تورم کمتر بود، این تسهیلات را دریافت کردند و این سبب شد پول های سرگردانی در اقتصاد پدید آید که به سمت سایر قسمت های غیر تولیدی اما سودآور هدایت شوند.
- درمورد رقابتی کردن فضای بانکی نیز باید گفت توسعه مالی صحیح تنها با افزایش تعداد بانک ها و موسسات پولی شدنی نیست و نیاز به بستر سازی دارد. یکی از این مهم ترین بستر ها " همگرایی بازدهی "هااست .در شرایطی که در یک محل نرخ بازدهی 7درصد و جای دیگر100درصد است نمیتوان انتظار برقراری بازار رقابت کامل را داشت. از آن تاسف برانگیزتر این که بخش غیر مولد دارای بازدهی بالاست و بخش مولد و تولیدی دارای بازدهی پایین است. نتیجه آن می شود که همین موسسات پولی که قرار است امر تولید و وضعیت رفاهی جامعه را سامان بخشند از طریق موسسات سرمایه گزاریشان و به منظور حفظ موجودیتشان دست به سرمایه گزاری در بخش های غیر مولد اما با سود بالا میزنند، حتی اگر واردات کالاهای اساسی یا غیر اساسی باشد.
- وابستگی بودجه به نفت نیز سبب میشود که سیاست های پولی به سیاست های مالی وابسته باشند.
- اکنون چون در بسیاری حوزه های اقتصادی با عدم تعادل مواجه هستیم نمی توانیم اظهار کنیم با آزادسازی نرخ سود به 21درصد مشکل حل شده و فضا رقابتی شده است .زیرا تا زمانی که به ثبات در سایر نرخ های تورم ، بیکاری و... نرسیده ایم ، بالارفتن یا پایین آمدن یک نرخ فقط یک نتیجه دارد : اینکه با بالارفتن آن یک عده رانت میبرند و با پایین آمدن آن عده ای دیگر. بنابراین تا سایر اصلاحات انجام نشده سخن گفتن از ثبات ناشی از تعادل خطاست.
*جناب دکتر شاکری ،جناب دکتر ابراهیمی سالاری ،جناب دکتر سلیمی فر و جناب آقای صفایی نیکو
دوشنبه 1 اسفند1390
" علم اقتصاد اسلامی "چگونه ممکن است ؟ ( قسمت دوم )
در قسمت پیشین از خدماتی که فلسفه به علم می نماید سخن به میان آمد و بیان شد که علم در هدف،موضوع مورد پژوهش و کاربرد، از فلسفه کمک میگرد. پس می توان به جای فلسفه –که البته منظور همان نظام اعتقادی است- از نظام اعتقادی اسلام استفاده نمود و هدف و کاربرد علم را از تعالیم و حد و مرزهای دینی اقتباس نمود.
اما فلسفه از علم چه خدماتی را دریافت می دارد؟
برای پاسخ دقیق به سوال بالا ابتدا بایستی به کالبدشکافی دقیق یک نظام اعتقادی پرداخت. نظام های اعتقادی که به طور خلاصه آن را مکاتب و یا ایسم ها می نامیم- همانند مارکسیزم یا سرمایه داری- ،دارای 2 بخش اصلی هستند؛ بخش اول،ادعاها و اندیشه هاییست که در مورد انسان و جهان و علت خلقت آن ها، بودن یا نبودن امر متعالی به نام خداوند، وجود یا عدم وجود زندگی پس از مرگ و امثال این قبیل مسائل بنیادین، دارند.بخش دوم؛ احکام و مقرراتی است که بر اساس تفکرات بخش اول ساخته می شود و پیروانش را ملزم بدین امر می کند که اگر قصد پیروی از سرمایه داری یا مارکسیسم را دارند،حتما این احکام و تکالیف را بایستی در زندگی به کارببندند.
به عنوان مثال برای بخش اول، می توان به تفاوت تعریف انسان در 3 مکتب اسلام، سرمایه داری و ماکسیزم اشاره نمود. در مکتب لیبرالیزم –که نمود اقتصادی اش سرمایه داریست- انسان، موجودی منفرد و خودخواه، با ماهیتی مادی و غیرمعنوی است که به وسیله عقلانیت ابزاری –که همان ترجیح سود بر هزینه و بیشتر بر کمتر است- در راستای هدف نهایی خود که همان کسب ثروت و شهرت و قدرت است، می کوشد.
در اندیشه مارکس، انسان موجودی اجتماعی و تاریخیست که ماهیتی مادی دارد و بر اساس طبقه و موقعیت اش در جامعه، فکر می کند و به دنبال سود خود است. انسان در طول تاریخ به خودآگاهی تاریخی میرسد و در سیر حتمی خود، مالکیت خصوصی را برمی چیند و مالکیت عمومی بر ابزار تولید را ایجاد می نماید.
اسلام، انسان را موجودی الهی و مادی، همراه با عقلانیت اخروی-که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهد و در دنیا، بیشتر مشروع را بر کمتر مشروع ترجیح میدهد- و ایثارگر و نوع دوست، معرفی می نماید.
وقتی تکلیف سوالات مهمی چون تعریف انسان و علت خلقت انسان و جهان در بخش اول هر مکتب روشن شد، حال بایستی مکاتب بر اساس مدعیات خود و در راستای هدفی که برای انسان و جامعه به تصویر کشیدند، راه و روش ارائه نمایند. یعنی مسیر و قواعد زندگی روزمره را بر اساس اندیشه هایشان در بخش اول ترسیم نمایند. در این مرحله است که بحث احکام و قواعد و مقررات زندگی فردی و زندگی اجتماعی و اقتصادی مطرح می شود.
به عنوان مثال، در مکتب سرمایه داری با توجه به تعریف انسان، احکامی چون آزادی اقتصادی، مالکیت خصوصی، نفع شخصی، حداکثر سود و... تعیین می گردد و روابط اقتصادی را در سطح جامعه تنظیم می کند.
در اقتصاد مارکسیستی نیز، تعریف خاص از انسان، ما را به احکامی چون لغو مالکیت خصوصی، نفی بازار به عنوان عامل توزیع کننده کالا و خدمات و نشاندن دولت در جایگاه بازار،حضور پررنگ دولت در اقتصاد و... می رساند.
تعریف اسلام از انسان نیز،مقرراتی چون برقراری عدالت اقتصادی به عنوان هدف نهایی نظام اقتصادی،خمس و زکات و صدقه، ممنوعیت مصرف و خرید و فروش کالاهای حرام مثل مشروبات الکلی، نفی اخذ ربا و ... تولید می نماید.
ملاحظه شد که احکام و مقررات، کاملا در چارچوب عقاید تعیین می گردند واز متن اندیشه ها برمی خیزند. پس نمی توان انتظار داشت که انسان لیبرال، در حوزه اقتصاد به احکام اسلامی تن دهد و یا جامعه ای با نظام اعتقادی اسلامی، روابط و ضوابط خود را از مارکسیزم اخذ نماید.
حال که دو بعد اصلی نظام های اعتقادی را شناختیم، می توانیم به سوال بالا جواب مطلوب و مناسبی دهیم. حقیقت این است که فلسفه و نظام های اعتقادی تا به شکل و شیوه قوانین اداره اجتماع و نظریه های علمی و عملیاتی در نیایند، جز در حد زبان و فکر، در جامعه و زندگی جایگاهی نخواهند داشت. به عبارت دیگر، هر مکتب برای حضور فعال و تاثیرگذارش در جامعه، نیازمند کسانیست که بتوانند بر اساس اصول فکری مکتب، روش های رسیدن به اهداف مکتب را ترسیم نمایند. در غیر اینصورت، نظام اعتقادی در مقام اجرا، هیچ جایگاهی در جامعه نخواهد داشت و عینیت فلسفه در عرصه اجتماع بسیار تنزل خواهد کرد و عملا از پیاده شدن اهداف و اصول نظام اعتقادی در جامعه، خبری نخواهد بود.
نتیجه: خدمت بزرگ علم به فلسفه، دنیایی کردن و روشمند نمودن آرمان ها و اصول هر مکتب است. علم می کوشد تا بر اساس رهنمودهای مکتب و خط قرمزها و باید و نباید ها، الگوهای عینی و طرح های عملی و قابل اجرا برای جامعه بسازد و زمینه ساز حضور "اندیشه" در "عمل" باشد.
6.نکته مهمی که جا دارد بدان توجه شود، این است که علوم انسانی به جز شان "کشف" ، شان "تاسیس" نیز دارا می باشند. برای توضیح بیشتر بایستی اشاره کرد، که غایت علم را کشف واقع می دانند. یعنی علم موظف است تا به وسیله روش های محکم و مستدل به دنبال کشف روابط پدیده ها در جهان هستی بگردد و قوانین را کشف نموده و در قالب نظریه و تئوری بیان نماید. علومی مثل فیزیک و شیمی زاییده این نوع نگاه به علم هستند. اما در علوم اجتماعی و علوم انسانی، علاوه بر "کشف" بایستی از "تاسیس" نیز صحبت کرد. یعنی علوم اجتماعی تنها به دنبال کشف حقیقت نیستند، بلکه سعی دارند تا با توجه به هدف و کاربردی که نظام های اعتقادی برایشان ترسیم می کنند و البته در چارچوب و محدوده بایدها و نبایدهای هر مکتب، نظریه پردازی نمایند. به عنوان مثال، اقتصاد لیبرالی به دلیل مشروعیتی که برای نرخ بهره قائل است، آن را در تحلیل ها دخالت نموده و کلیت نظام اقتصادی خود را بر اساس نرخ بهره، می سازد.در نظریه های سرمایه گذاری، رشد، بانکداری، پول و ارز و ... بر اساس مشروع دانستن نرخ بهره، نظریه پردازی می نماید. اما در نظام فکری اسلام چون نرخ بهره مشروعیت ندارد، لذا اساسا متغیری به اسم نرخ بهره وجود ندارد که بخواهد برمبنای آن تئوری پردازی شود. پس اینکه نرخ بهره در نظام عتقادی مشروع دانسته شود یا خیر، می تواند دو الگوی کاملا متفاوت از تئوری های اقتصادی را بسازد. همین طور دیدگاهی که نظام اعتقادی در مورد نقش و گستره وظایف دولت در اقتصاد دارد، یا نظری که در مورد مالکیت و توزیع عادلانه درآمدها دارد، می تواند الگوهای بسیار متفاوتی از نظریه های اقتصادی را بسازد. که هر کدام بیانی از واقع هستند اما در چارچوب مکتب. لذا علوم اجتماعی فارغ از مکتب ها و ارزش ها نداریم. چرا که بدون مکتب، علم نمی داند که بایستی برای چه و در چه مسیری و غایتی، نظریه پردازی کند.
نتیجه: در حقیقت علوم انسانی و اجتماعی، علومی در چارچوب نظام اعتقادی هستند و در محدوده ارزش ها و خط قرمزهای مکتب ، به پژوهش و نظریه پردازی می پردازند. پس دانشمندان علوم اجتماعی بر اساس مکتبی که بدان معتقدند، ابتدا به "تاسیس" یکسری اهداف و اصول و چارچوب ها می پردازند –مثل تعریف از عدالت یا مشروعیت یا عدم مشروعیت نرخ بهره- و سپس در این قالب، به دنبال "کشف" روابط و قوانین می پردازند و در نهایت، یافته هایش را به زبان تئوری بیان می دارند.
نتیجه گیری :
الف.علوم اجتماعی، ابتدائا بر اساس مکتب مورد نظرشان، محدوده و ضوابط پژوهش را تعیین نموده، آنگاه، به نظریه پردازی در قالب این ساختار مورد تایید مکتب، می پردازند.
ب.علوم از فلسفه های اعتقادی در اهداف، کاربرد، مساله های مورد پژوهش و متغیرهایی که مکتب، مشروعیت آن ها را تایید نموده(مثل نرخ بهره در اقتصاد لیبرالی)، خط و جهت می گیرند. در اقتصاد اسلامی، سعی بر این است که اسلام به جای فلسفه های دیگر، در جهت دهی به علم اقتصاد، دخیل باشد.
ج.اقتصاد اسلامی، علمی است که سعی دارد تا بر اساس اهدافی که نظام فکری اسلام تعیین می نماید و بر اساس متغیرهایی که اسلام آن ها را تایید کرده(مثل خمس و زکات) به نظریه پردازی در حوزه تولید، توزیع و مصرف، بپردازد .
یکشنبه 2 بهمن1390
"علم اقتصاد اسلامی" چگونه ممکن است؟(قسمت اول )
1.قصد دارم تا در چند نوشته کوتاه اما دقیق و ساده به مدعیات اقتصاددانان مسلمان درباره اقتصاد اسلامی و مطالب پیرامون آن بپردازم. به امید اینکه دانشجویان اقتصاد بتوانند آشنایی نسبتا خوبی با این رشته علمی پیداکنند و بنده را نیز از نقدها و راهنمایی هاشان بهرهمند سازند.
روال کار را بر این قرار دادم که در ابتدای هر نوشته، چندخطی از کتب مربوط و مرتبط با اقتصاد اسلامی را در ابتدا بیان کرده و سپس به تشریح و کالبدشکافی محتوایی آن بپردازم، تا هم خوانندگان با منابع اقتصاد اسلامی آشنا شوند و هم بحث، مستدل تر و علمی تر ارائه گردد.
2.موضوع این نوشته را تامل و تفکر در امکان تولید و برپایی اقتصاد اسلامی قرار دادم. بدین منظور که گمانم این است، تا معین و مشخص نشود که آیا اساسا علم اقتصاد اسلامی معنا و امکان ساخته شدن دارد، بحث در مورد مسائل و نظریات این رشته، خود را کاری غیرضروری و در اولویت های بعدی نشان می دهد.
.در کتاب "نظریه پردازی اقتصاد اسلامی" (نوشته: حسن آقانظری) به نقل از کتاب "ایدئولوژی و روش" (نوشته : همایون کاتوزیان) آمده است :
"بی شک فلسفه و علم از یکدیگر جدا نیستند. با نبود فلسفه، علم جهت گیری اجتماعی ندارد و زمینه کاوش و تحقیق را از دست می دهد.تا مسیر و هدفی فرا راه علم قرار نگیرد، چراغ علم نمی داند که باید بر کدام مسیر بتابد و چه محدوده ای را روشن کند.فلسفه، بایستگی ها و نبایستگی های حیات اجتماعی را ترسیم می کند و آن گاه علم در راستای آنها به حرکت درمی آید، همان گونه که با نبود علم، فلسفه زمینه حضورش در روابط گوناگون اجتماعی را از دست می دهد؛ زیرا دو ویژگی ضروری ((تبیین عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر)) و ((توصیه کارساز برای حل مشکلات گوناگون زندگی اجتماعی))، که از وظایف علم به حساب می آیند، زمینه حضور فلسفه را در گستره جامعه فراهم می نماید".
4.اولین نکته ای که در تشریح نوشتار بالا می توان بدان اشاره کرد این است که علم به عنوان یک معرفت و دانشی که از تجربه بدست می آید و صحت و درستی و نادرستی آن به وسیله روش های ریاضی یا آماری یا آزمایشگاهی بدست می آید، خود در هدفی که دنبال می کند و نظریه هایی که میدهد، مستقل از ارزش ها و ایدئولوژی ها و فرهنگ ها نیست. بلکه تابع و مرید فرهنگ و اعتقادات یک جامعه است. لفظ فلسفه که در نوشته بالا بدان اشاره شد، تنها به معنای علم فلسفه که یک رشته دانشگاهی است، منظور نظر نویسنده نیست. بلکه منظور از فلسفه، نظام اعتقادی و ارزش ها و ضدارزش هاییست که جامعه آن را پذیرفته و در راستای آن و به قصد رسیدن به هدفی که این نظام اعتقادی در خود تعریف کرده، تلاش می کنند.
دانشمندان هر جامعه در واقع افراد زبده و نخبه ای هستند که با بهره گیری از توان فکری خود و پشتکار و تلاشی که به خرج می دهند، سعی بر این دارند که در چارچوب و در محدوده ای که نظام اعتقادی ترسیم می کند و در جهت رسیدن به هدف، روش ها و برنامه ریزی های دقیق، صحیح و مورد تایید نظام اعتقادی را کشف و یا تاسیس نمایند. دانشمندان علوم طبیعی همانند فیزیکدانان و شیمیدانان وظیفه تهیه ابزارهای فیزیکی رشد و توسعه را برعهده دارند و دانشمندان علوم انسانی،همانند اقتصاددانان،جامعه شناسان و روان شناسان نیز در راستای کشف قوانین و مقررات زندگی اجتماعی و اقتصادی میکوشند.
اما نکته کلیدی این است که اولا طرح ها و برنامه های کیفی و کمی(تئوری های اجتماعی و اقتصادی یا تکنولوژی های فیزیکی) بایستی در راستای رسیدن به هدف مشروعی که نظام اعتقادی جامعه فراهم نموده باشد و ثانیا این طرح ها و تئوری ها به هیچ وجه بر خط قرمزهای نظام اعتقادی پانگذارد.
علومی مثل فیزیک یا شیمی، شاید از لحاظ ذاتی به نظام های اعتقادی وابسته نباشد، یعنی محتوا و کشفیات علم فیزیک را نتوان به دینی و یا غیردینی تقسیم نمود اما حتما در زمانی که به این دسته از علوم نگاه ابزاری می شود و قصد در اختیار گرفتن دستاوردهای این علوم برای تولید فناوری ها و تکنولوژی ها می شود، حتما از نظام اعتقادی جامعه خط می گیرد. به عنوان مثال دستاوردهای فیزیک هسته ای و میکروبیولوژی در نظام اعتقادی سردمداران ایالات متحده است که سر از بمب های نوترونی و سلاح های میکروبی در می آورد.
البته آقای کاتوزیان به نکته ظریفی اشاره نمودند که دقت در آن بسیار راهگشاست :
"با نبود فلسفه، علم ...زمینه کاوش و تحقیق را از دست می دهد. تا مسیر و هدفی فرا راه علم قرار نگیرد، چراغ علم نمی داند که باید بر کدام مسیر بتابد و چه محدوده ای را روشن کند."
و این یعنی، اینکه پژوهشگران و دانشمندان در راستای چه موضوعی پژوهش نمایند و سعی داشته باشند که چه مساله ای را حل نمایند نیز، علم را ممذوج و مخلوط با ارزش ها و اعتقادها می نماید. بدون شک پیشرفت فیزیک در راستای مسائل هسته ای و یا اختر فیزیک بی ربط با برنامه ها و طرح های صاحبان قدرت نبوده و نیست. بدست گرفتن زمام دنیا و رویای سروری کردن بر جهان، آرزوییست که کاخ سفید بسیار در پی آن است و دستیابی به کّرات دیگر و ایجاد تغییرات سنگین آب و هوایی نیز دیگر هدفیست که قدرتمندان، برای دوام سلطه خود بر جهان در پی آنند و یافتن راه حل های عملی برای تحقق این آرزوها، فقط با تلاش های دانشمندان و نخبگان یافت می شود.پس در این امر که دانشمندان در مورد چه مسائلی تحقیق و پژوهش نمایند نیز از مجرایی بیرون از ساختار علم به آن حواله داده می شود و لذا در موضوع پژوهش نیز،همچون کاربرد آن، جهت گیری های فلسفی موثر است.
نتیجه: علم، در هدف،مساله های تحقیق و پژوهش،روش های انجام پژوهش و کاربردهای عملی آن در سطح جامعه، به طور حتم تابع نظام اعتقادی جامعه واهداف سیاستمداران است. پس علوم، خنثی و فاقد جهت و غایت نیستند. بلکه بسیار جهت دار بوده و در محدوده و چارچوب فلسفه هر جامعه به تکاپوی علمی و اکتشافات می پردازد. پس می توان تلاش نمود تا علمی برپا کرد که در هدف و کاربردش از نظام اعتقادی اسلام –به جای نظام اعتقادی غربی- تبعیت نماید.
5.کاتوزیان اشاره می کند که علم و فلسفه در واقع دو روی یک سکه اند. بدین معنی که تبلور و جلوه عینی فلسفه در جامعه از روزنه علم صورت می گیرد. پس یک رابطه دو طرفه میان علم و فلسفه برقرار است. از یک طرف، علم از فلسفه جهت و کاربرد را می آموزد و از طرف دیگر فلسفه، برای فعلیت بخشیدن و عینی شدن خود و حضور تاثیرگذارش در جامعه، محتاج علم است:
"با نبود علم، فلسفه زمینه حضورش در روابط گوناگون اجتماعی را از دست می دهد؛ زیرا دو ویژگی ضروری ((تبیین عوامل تاثیرگذار و تاثیرپذیر)) و ((توصیه کارساز برای حل مشکلات گوناگون زندگی اجتماعی))، که از وظایف علم به حساب می آیند، زمینه حضور فلسفه را در گستره جامعه فراهم می نماید"
پسا نوشت : مطلب ارسالی از جانب یکی از دوستان علاقه مند به مباحث اقتصاد اسلامی می باشد.
باآرزوی توفیق برای ایشان و همه ی دوستانی که ما را در این راه یاری می نمایند.
دوشنبه 7 آذر1390
جایگاه عقل در پیشرفت فنی و علمی ؟
فروپاشی بخش عظیمی از بنیان فکری و عقلی تمدن ما تا حدی نتیجهی پیشرفت فنی و علمی است. امروزه به نظر میرسد که عقل دچار نوعی بیماری فکری شده است. این امر در مورد حیات فرد و همچنین جامعه صادق است. هر فرد بهای دستاوردهای عظیم صنعت مدرن، بهای رشد مهارتهای فنی و دسترسی خویش به کالاها و خدمات را با تعمیق سترونی فردی خود در برابر قدرت متمرکز جامعهای میپردازد که قاعدتا باید تحت کنترل او باشد. او بیوقفه سرگرم آن است که به کلیت هستی خویش، حتما تا حد کوچکترین انگیزهها، بر اساس الگوهایی از پیش ساختهی رفتار و احساس شکل میبخشد. این تحولات فردی محصولات فرعی تحولات جامعه ی صنعتیاند.
در نتیجهی اعمال تقسیم کار صنعتی بر قلمرو روح، عقل علمی از حقیقت دینی جدا گشته است. علم، در مقام کسب و کاری تعریف شده و کاملا متمایز از فلسفه، امتیاز خود در پرداختن به حیاتیترین مسایل هستی بشری را تقریبا رها ساخته است. علم هنوز هم ممکن است گه گاهی مدعی تبیین اهمیت و معنای کارکردی ارزشها شود. لیکن کشف، بیان و توجیه این ارزشها به عهدهی دیگر شاخههای فرهنگ است. علم، تعریف اهداف بشری را به دین، مبارزه برای این اهداف را به سیاست و تبلیغ و گسترش آنها را به رسانههای ارتباط جمعی واگذار کرده است. تا آنجا که به الگو یا طرح اولیهی فعالیتهای فکری جامعهی معاصر مربوط میشود، تفکر علمی در بهترین حالت نقش ناظر را ایفا میکند، زیرا معمار اصلی ناشناخته و گمنام است.
درست است که دین، همراه سایر صور فرهنگی، واجد کارکردهای مهمی به لحاظ کنترل اجتماعی است، اما به نظر میرسد که همپای نجات ایمان از ستیز مهلکش باعقل دنیوی بخش اعظم جوهر اولیهی آن بر باد رفته است. دین با اهداف و سرنوشت انسان سر و کار دارد و علم فقط با حقیقت. اما همین تقسیم و جدایی میان جستجو برای معرفت از یکسو و ارزیابی معیارها و هنجارها از سوی دیگر است که همهی معانی را در معرض نابودی قرار داده است. زمان تفکر مستقل در فرد و تقابل میان حقیقت علمی و دینی در جامعه، فقط دو نشانه از مسالهای واحدند که مشخصهی عصر ماست.
منبع : کتاب عقلانیت ( مجموعه مقالات ) / چاپ دوم / 1386
ماکس هورکهایمر/ ترجمه ی یوسف اباذری و مراد فرهاد پور
چهارشنبه 19 مرداد1390
۱۱ چالش مهم و لزوم طراحی پروژه ۱۰ ساله برای جهاد اقتصادی
خبرگزاری فارس: عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: برای تحقیقات کامل جهاد اقتصادی یک پروژه حداقل ۱۰ ساله لازم است.
عادل پیغامی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با بیان اینکه مقام معظم رهبری سال جاری را به عنوان جهاد اقتصادی نامیدند، گفت: ایشان تأکید کردند هیچ موضوعی در اولویت به جهاد اقتصادی نمیرسد و باید در صدر اولویتهای کشور قرار گیرد.
وی افزود: با توجه به پویایی که این گفتمان ایجاد میکند، جهاد اقتصادی باید در فضای کشور این پویایی را ایجاد کند و در ابعاد مختلف اقتصادی کشور گفتمانسازی به نحوه مطلوب شکل گرفته و در برخی از گروههای دانشجویی نشست نخبگان، همایشهای دانشگاهی و رسانهها، بحث جهاد اقتصادی مرتبط مطرح شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: جهاد اقتصادی حداقل در گفتمانهای جاری دانشگاهی و رسانهای باید مطرح شود و به گفتمان اول کشور تبدیل شود، در آن صورت میتوان امیدوار بود دستاوردهای خوبی داشته باشد و تبدیل به فرهنگ و باور عمومی شود.
پیغامی افزود: همه اقشار در کشور نیازمند تلاش مستمر و جهادگونه برای اقتصاد هستند و برخی از دستگاهها به نوعی برای این اقدام باید برنامهریزی کنند و اگر این برنامهریزی انجام شود، با توجه به خواسته مقام معظم رهبری این تلاشها جای دوری نرفته است.
این استادیار رشته اقتصاد افزود: به نظر من باید یک پروژه ۱۰ ساله طراحی شود که نقشه عملیاتی جهاد اقتصادی تهیه شود و جهاد اقتصادی به یک سال محدود نشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: گرچه در برخی لایههای رسانه ملی نشستهای جدی در این مورد برگزار میشود، اما باید نقش رسانهها از جمله رسانه ملی در جهاد اقتصادی بیان شود و وزارت آموزش و پرورش یک شبکه مفهومی در کتابهای درسی درباره جهاد اقتصادی ایجاد کند.
پیغامی افزود: آموزش و پرورش برای شناخت جهاد اقتصادی و حرکتهای جهادی برای سالهای آینده کارهای خوبی انجام داده و حرکتهای زیرساختی در زمینه تعلیم و تربیت در حال شکلگیری است، گرچه نمیتوان به کارهای زیربنایی دلخوش کرد، ولی در برخی از حوزهها مانند دانشگاهیان حرکت جدی در راستای جهاد اقتصادی دیده نمیشود.
وی افزود: جهاد اقتصادی نیازمند پشتیبانی از سوی نهادهای آماری کشور است و شاخصهای محیط آمار کشور باید رصد و پالایش شود و مانتورینگ تغییرات کشور همانند تغییرات یک اتومبیل که بر روی داشبورد آن مشخصات خودرو مرتب بیان میشود، از طریق شبکه آمار کشور باید این تغییرات به دانشگاهیان و پژوهشگران عرضه شود.
*آمار همچون داشبورد مرتب به جامعه علامت دهد
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: استعاره داشبورد در مدیریت اقتصاد کشور به این معناست که شاخصهای اصلی در نظام اقتصادی باید مرتب رصد و اعلام شود.
پیغامی افزود: یک سری نهادهای کشور به طور مرسوم به تولید آمار میپردازند، اما در این زمینه یک عقبافتادگی وجود دارد و آمار رشد اقتصادی از سال ۸۸ با اما و اگر همراه است، ولی انتظار بیش از این است که باید بستههای آماری حسابداری رشد برای دانشگاهیان عرضه شود.
وی افزود: حسابداری رشد تنها اعلام رشد تولید ناخالص داخلی نیست، بلکه بستههای آماری در حوزه اجتماعی مورد نیاز است که مرکز آمار ایران این آمارها را ارائه نمیکند، در حالی که نقش آن مرکز نسبت به اقتصاد کشور مانند نقش یک آزمایشگاه برای پزشک است. اگر اقتصاددان آمار خوب در اختیار نداشته باشد، چگونه میتواند تصمیمگیری کند و شاخص GIS محیط اقتصادی کشور متشکل از ۸ شاخص اصلی باید به پژوهشگران اعلام شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: یک ماتریس ۳۰مولفهای از شاخص اقتصادی کشور شامل مسائل اداری،حقوقی، سرمایه اجتماعی و بهرهوری باید اعلام شود و مجموعه آن شاخصها محیط اقتصادی را بیان کنند و نشان دهد که وضعیت اقتصادی نسبت به ماه گذشته چه تغییری پیدا کرده است، همان گونه که در برخی کشورهای پیشرفته تغییرات بهرهوری به صورت جزئی و ریز رصد میشود، اما در کشور ما پژوهشگران از این رصد محروم هستند.
پیغامی افزود: آمار بخشهای مالی، انرژی، کشاورزی به تفکیک مباحث تخصصی باید در اختیار قرار گیرد و این آمارها کمتر به چشم میخورد.
این استاد دانشگاه افزود: گرچه درباره جهاد اقتصادی در ابعاد کلان ادبیات خوبی وجود دارد، ولی در سطح اقتصادی بخشی و منطقهای و خرد به اندازه سطح کلان تبیین نشده و این هم یکی از آسیبهای جهاد اقتصادی است و بخشی از شاخصها و علائم اقتصادی در این زمینه نگرانکننده است.
پیغامی افزود: بالا رفتن هزینه مبادله و اصطحکاک سرعت رشد اقتصادی را کند میکند و برخی تغییرات اداری و سازمانی در کشور اتفاق میافتد که کمتر نقش همافزایی در رشد اقتصادی دارد و کمدقتیها در عرصه سیاستگذاری و مدیریت قابل اسم بردن است.
* مسیر قبل از بحران اروپا را نپیماییم
وی افزود: شرکتهای مالی و سرمایهگذاری روز به روز زیاد میشوند، اما شاخصهای بورس به نحو حبابگونه رشد میکند،این مسئله نگرانکننده جلوه میکند و بعضاً مسیرهایی که در کشورهای اروپایی هفت هشت سال قبل از بحران اتفاق افتاد، این جریانها در کشور ما حس میشود و نیازمند دقت بیشتری است تا دچار بحران نشویم.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: در مورد ادغامها انتظار این است اگر دولت قرار است قانون برنامه پنجم را اجرا کند، با هماهنگی بین دولت و مجلس این کار به نحو احسن انجام شود و تغییرات مدیریتی به نفع کشور صورت گیرد و با کمترین هزینه و اصطکاک انجام شود.
پیغامی گفت: سال جهاد اقتصادی میطلبد انجام هر کاری با هزینه کمتری انجام شود.
وی در مورد صندوق توسعه ملی و جهاد اقتصادی گفت: این منابع پول کافی برای شکلگیری حرکتهای قابل توجه در کشور در اختیار دارد ولی نسبت به آنچه در دنیا وجود دارد، این پول کلانی نیست، در عین حال نحوه استفاده از آن در اقتصاد کشور بسیار مؤثر است و اگر به درستی انجام شود، اثرگذار خواهد بود.
*ساختار رانتی اقتصاد در ۵۰ سال گذشته
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) تأکید کرد: اقتصاد ایران در نیم قرن گذشته با ساختار رانتی بوده است و همچنان در عرصه تصمیمگیری شاهد این وضعیت هستیم و نگرانی از این وجود دارد که منابع صندوق توسعه ملی مانند دهههای گذشته خرج شود.
*توجه به صنایع بزرگ و غفلت از کوچکها
پیغامی در ادامه با بیان اینکه هیچ تغییر نهادی در مورد صندوق توسعه ملی نسبت به ساختارها و قاعده بازی نمیبیند، گفت: پول موجود در صندوق توسعه ملی باید متفاوت از روش قبل خرج شود، گرچه پول زیادی نیست ۲۰ میلیارد دلار به هیچ وجه پول کلان به شمار نمیرود، اما اگر دقت در مخارج آن صورت نگیرد، حیف و میل میشود.
وی افزود: سالها در مورد تولید فکر شد، اما پولهایی که خرج تولیدکننده شد و مدتها به صنایع بزرگ اختصاص یافت آیا باعث رونق شده و از صنایع کوچک غفلت صورت گرفت، در حالی که امروزه بخش مهمی از خدمات و توزیع در کشور موردغفلت قرار گرفته و این بخش عامل مهمی برای رونق صنایع بزرگ است.
* ایران در بین ۱۱کشور آستانه جهش اقتصادی
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: ۳ شاخص برای ارزیابی یک سیستم حسابداری رشد مورد نظر است که برخی از شاخصها نسبت به کشورهای مشابه ما که ظرفیت رشد بالایی دارند، در آستانه جهش اقتصادی قرار دارد که موسوم به ۱۱ کشور یا N11 هستند که در بین کشورهای دنیا در آستانه جهش اقتصادی قرار دارند و ایران هم جزء آن کشورها است و در راستای پیوستن به ۸ کشور جهان است.
وی گفت: ایران، مالزی، برزیل، چین، مکزیک و اندونزی از جمله این کشورها به شمار میرود و به طور متوسط در ۳۰ شاخص اقتصادی جزء برترینها در دنیا هستیم اما در بین این ۳۰ شاخص ۷ شاخص در رده کلان قرار دارند، اما آیا در همه آنها وضع کشور خوب است در برخی از آنها از میانگین ۱۱ کشور برتر است.
* وضع خوب ایران در آب بهداشتی و بهداشت
پیغامی گفت: برخی شاخصها مانند دسترسی به آب سالم بهداشتی، درمان، بهداشت، امید به زندگی از متوسط بالاتر هستیم اما در استفاده از زیرساخت فناوری دسترسی به اینترنت و رایانه در فضای عمومی کشور از متوسط ۱۱ کشور بالاتر قرار داریم.
وی افزود: در بخش مدیریت بدهی بینالمللی مدیریت تراز پرداخت بینالمللی وضع خوبی داریم، یعنی از متوسط ۱۱ کشور بالاتریم، ولی جا دارد در بخش بهبود فضای کسب و کار رشد صورت گیرد و برخی شاخصها مانند تورم، بیکاری، بهرهوری، شدت انرژی، از متوسط ۱۱ کشور اندکی پایینتر قرار داریم و جزء آخرینهای ۱۱ کشور نیستیم بنابراین باید دقت بیشتری در مدیریت اقتصاد به خرج دهیم.
وی افزود: تا وقتی که مسئولان انرژی در دستگاههای دولت نسبت به ضعف دانش خود واقف نشوند و مسئله را در فضای تجربی و آزمون و خطا دنبال کنند، مشکل حل نمیشود، در مورد بیکاری نیز شعار زیاد داده شده است، اما ابزار درست نشده و آسیبشناسی صورت نگرفته است.
*وضع بیکاری ادواری و طبیعی روشن نیست
پیغامی افزود: تحقیقات علمی در مورد بیکاری ادواری و طبیعی صورت نگرفته که در فضای دانشگاهی نمیتوان به درستی گفت بیکاری طبیعی ایران چند درصد است بنابراین نمیتوان داروی خوب برای این بیماری ارائه کرد و نیازمند تحقیقات علمی و تجربی است.
وی افزود: مطالبه دولت از دانشگاه باید این باشد که نرخ بیکاری به صورت واقعی به دست آید و تا زمانی که تقاضا از جانب حاکمیت وجود نداشته باشد تحقیق علمی در دانشگاه شکل نمیگیرد و یک دانشگاهی انگیزهای برای تولید علم نخواهد داشت و حتی اگر مطلبی تولید شود خریداری ندارد و پاشنه آشیل در این زمینه این است که دولت تقاضایی برای تولید علم ندارد.
*مبانی الگوی اسلامی تدوین شود
پیغامی افزود: برای تهیه کردن مبانی الگوی اسلامی ایرانی باید معاونت علمی فناوری رئیس جمهور بودجه در اختیار دانشگاهیان قرار دهد و گفته میشود، در سال جاری ۴۰۰ میلیارد تومان برای تدوین این الگوها در نظر گرفته شده ،اما معلوم نیست چند درصد آن صرف مبانی تئوریک الگو میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: هزار میلیارد تومان برای شرکتهای دانشبنیان در نظر گرفته شده است، اما این یک کار روبنایی است و ابعاد و مبانی آن دچار مشکل است و هنوز ابزار لازم برای به ثمر رساندن شرکتهای دانشبنیان صورت نگرفته و تلاش علمی از نظر حقوقی، اقتصادی، مالی ، فرهنگی، جامعهشناختی برای این شرکتها انجام نشده است.
وی افزود: مثلا در مورد نظام حقوقی شرکتهای دانشبنیان در قانون مناقصهها و مزایدهها این نکته در نظر گرفته نشده است که آیا در قوانین مناقصه و مزایده میتوانند شرکت کنند و معلوم نیست چه دانش حقوقی در کشور وجود دارد که اقتضای آن در نظر گرفتن نوعآوری و افزایش بهرهوری باشد و همه این موارد در یک بسته حقوقی باید دیده شود و برای آن آئیننامه، طرح حقوقی و مالی ثمربخش نوشته شود که هنوز چنین چیزی دیده نمیشود.
پیغامی افزود: پس بنابراین کمک به شرکتهای دانشبنیان آخرین حلقه از این زنجیره است و نمیتوان به حلقههای قبلی بیتوجه بود و پیشاپیش ابراز نگرانی میکند که هزار میلیارد تومان برای شرکتهای دانشبنیان دردی را دوا نمیکند، بلکه نیازمند بستر حقوقی است.
وی گفت: کدام بخش اجرایی مجلس یا دولت و یا کدام دانشگاه در مورد حقوق نوآوری شرکتهای دانشبنیان مطالبه دارد .
پیغامی در مورد تأثیر هدفمندی یارانه بر جهاد اقتصادی گفت: اگر هدفمندی به درستی اجرا شود بسیار مؤثر است و از مهمترین عناصر اقتصاد برای رشد اقتصادی تصحیح قیمتهای نسبی است و به هیچ وجه شکی در آن نیست که اصلاح قیمت نسبی یکی از پیش شرطهای همه علائم اقتصادی است و دولت در سال گذشته شروع به تصحیح بخشی از قیمتهای نسبی کرد که این کار خوبی است، ولی برخی از روشهای اجرایی آن آسیب جدی در آن وجود دارد و اگر به خوبی عمل شود هدفمندی میتواند بخشی از پازل جهاد اقتصادی به شمار رود.
*صرفه جویی انرژی در اثر هدفمندی یارانه
پیغامی با اشاره به تغییر الگوی مصرف در انرژی گفت: شاهد هستیم خانوارها نسبت به صرفهجویی مصرف انرژی توجه کردند و کاهش مصرف از خانوارها و انتقال مصرف بنگاهها و کارخانجات را به فال نیک میگیریم.
*غفلت از بهرهوری عوامل تولید
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در مورد ۲٫۵ درصد سهم بهرهوری از رشد اقتصادی و جهاد اقتصادی گفت: بخشهای متفاوتی در لایههای بهرهوری وجود دارد که یکی از مباحث جدی آن فقدان دانش و ذخیره دانش در بهرهوری است و در سیاستهای اجرایی نیز مشکلاتی وجود دارد به عنوان مثال در ادبیات اقتصادی بهرهوری دو جنبه بهرهوری تک تک نهادههای تولید مانند سرمایه، نیروی کار، زمین، و بهرهوری سرمایه مد نظر است، همچنین لایه دوم آن بهرهوری عوامل کلی تولید یا TFP است که اقداماتی در زمینه بهرهوری تک تک نهادهها صورت میگیرد، اما هیچ سیاستی در مورد افزایش بهرهوری کل عوامل تولید به چشم نمیخورد.
پیغامی افزود: یعنی بدنه سیاستگذاری کشور از دانش لازم برای افزایش بهرهوری کل عوامل تولید برخوردار نیست در حالی که در دنیا هر سال افزایش آموزش عمومی، عوامل کل بهرهوری و ۷ درصد بهره وری عوامل تولید باید اضافه شود .
وی گفت: اگر یک سال آموزش عمومی بیشتر شود باید بهرهوری فرد ۷ درصد بیشتر شود، یعنی کسی که دانشآموز سال سوم راهنمایی بوده و ترک تحصیل کرده نسبت به کسی که از دوم راهنمایی دست از تحصیل کشیده، باید ۷ درصد بهرهوری بیشتری داشته باشد و این مبحث به درستی باید قابل رصد باشد و در حالی که هنوز به عنوان یک دانشگاهی درخواست این آمار را داشتم، اما هیچ کس این آمار را در اختیار نداشت.
وی گفت: نهادهای تعلیم و تربیت چقدر بر روی بهرهوری ساخته شدهاند و دانشاموزان دبیرستانی نسبت به راهنمایی چقدر بهرهوری بالاتری دارند و دانشجو که در عرصه تولید علم قرار میگیرد، چقدر به افزایش بهرهوری فکر میکند یا برنامه درسی دانشگاه نسبت به بهره وری چه جهتگیری را داشته است.
*اولین تولید کننده زعفران محروم از ارزش افزوده آن
پیغامی افزود: گاهی اوقات فقدان زنجیره تولید باعث کاهش بهره وری میشود و در حالی که بهترین زعفران دنیا در کشور ایران تولید میشود اما ارزش افزوده آن نصیب یک کشور خارجی مانند اسپانیا میشود و بهترین بستهبندی و استانداردهای دنیا در زمینه زعفران در اختیار آن کشور است.
وی گفت: رعایت نکردن زنجیرههای تولید باعث میشود مواد مختلفی مانند پودر رختشویی، عسل، ماکارونی، غذا و میوه به بهترین نحو در کشور ما تولید شود، اما تولیدکننده ایرانی نتوانسته بازار اروپایی را به دست آورد و این حلقههای بهرهوری باید تکمیل شود، تا به تولید ثروت برای کشور بینجامد.
شنبه 15 مرداد1390
جهاد اقتصادي، از آزادي زندانيان تا هياهوي انحرافي یا يا جهادي اقتصادي در 8 سكانس
نوشتاری از: وبلاگ طاووس
1ـ پيش از آغاز سال جديد گمانهزنيهاي مختلفي در مورد نامگذاري سال 1390 انجام ميشد. بيشتر تحليلها نيز متوجه مسائل جاري در منطقه و بيداري اسلامي بود. اما بر خلاف تمام اين گمانهزنيها، رهبر انقلاب نام "جهاد اقتصادي" را مناسب نيازها و اولويتها دانستند.
بزرگواري سخني گفته بود به اين مضمون كه برخلاف تمام تحليلها، رهبري موضوعي به جز بيداري اسلامي را براي نامگذاري انتخاب نمودند و اين درايت و تدبير را تحسين كرده بود. نكته اينجاست كه اگر قرار بود رهبر انقلاب در اين 22 سال بر اساس تحليلها و نظريات برخي بزرگوران ـ كه البته در حسن نيتشان شكي نيست ـ تصميم بگيرند و عمل كنند، معلوم نبود كار نظام به كجاها ميكشيد. مختصرش آنكه تدبير رهبري بوده كه توانسته است بحرانهايي همچون فشارها و تحريمهاي خارجي به بهانههاي متعدد و مختلف، دوران پرتنش به اصطلاح اصلاحات، فتنه تير 78، فتنه 88 و دهها مشكل و مسئله را مديريت كند و كشتي انقلاب را از گردابها برهاند.
2ـ اما چرا جهاد اقتصادي؟ انقلاب اسلامي و در پي آن برقراري جمهوري اسلامي، الهامبخش بسياري از ملل مسلمان بوده و حداقل براي خيليها ثابت كرده است كه وقوع و پيروزي يك نهضت اسلامي و برقراري حكومتي با هدف استقرار اسلام محال نيست. در اين ساليان مخالفان ايران از هر حربهاي براي شكست اين تجربه و الگوي جديد و بينظير بهره بردند، اما به جايي نرسيدند. تمام هدفشان اين بوده است كه هر طور شده، اين الگو را بزنند؛ ناكارش كنند و ناكارآمد جلوه دهند. امروزه روز هم اگر بتوانند در حوزه اقتصاد اين تجربه را دچار معضل كنند، به هدفشان رسيدهاند؛ خواهند گفت كه: "ما كه گفتيم نميشود؛ نميشود اسلام را، عدالت را و اعتقادات الهي را ملاك قرار داد و بعد دنيا را هم ساخت و داشت. نميشود."
الآن تمركز مخالفان بر نابود كردن اقتصاد ايران است.
3ـ حالا اين "جهاد اقتصادي"، چه صيغهاي است و چه معنا ميدهد؟ جهاد با تلاش و كوشش فرق ميكند. جهاد يعني مبارزه؛ يعني جنگ. پس جنگي است و كار سخت؛ "مجاهدت" ميخواهد.
يادش به خير اسكناسهاي بيست توماني! پشتش طرحي بود از جادهسازي يك عده بيل به دست كه زيرش نوشته بود "جهاد سازندگي". فرهنگ عمومي ما در سالهاي ابتدايي انقلاب، انقلابي بود و جهادي. يك عده جوان و مهندس و پزشك و ... بيهيچ چشمداشتي راه افتادند و رفتند طرف روستاها براي ساختن، براي مبارزه با فقر و تبعيض، جنگ براي گسترش عدالت و برابري. كه حالا در يك نمونه كوچكتر در بسيج سازندگي و اردوهاي جهادي اجرا ميشود. معلوم است كه كشور در شرايطي قرار گرفته است كه دوباره بايد اتكا به همان فرهنگ انقلابي و جهادي كرد. يا بهتر بگويم، صرفاً با آن فرهنگ است كه ميتوان كشور را و اقتصادش را ساخت، كشوري كه خيليها برايش توطئه كرده و ميكنند؛ خيليها دندان برايش تيز كردهاند.
4ـ من اقتصاد نميدانم. خيلي هم علاقهمند به مسائل اقتصادي و پيگيري آنها نيستم. نام "جهاد اقتصادي" كه آمد، ذهنيتم اين بود كه اين نامگذاري و مطالباتش دامن دولت و مجلس را خواهد گرفت. آنهايند كه بايد براي اين جهاد عزم جزم كنند و كمر همت ببندند تا اقتصاد ايران تكاني اساسي بخورد و شكوفا شود.
بود تا اينكه مقام معظم رهبري در ديدار با كارگران، مصرف كالاي داخلي را مصداق جهاد اقتصادي دانستند. كمي كه فكر كنيم ميبينيم جهادي است در نوع خودش. امروزه بسياري كالاهاي ايراني از كيفيت مطلوبي برخوردارند، اما برخي امكانات و زرق و برق بيشتر اجناس خارجي و در بسياري موارد صرفاً چشم و همچشمي و عرف غلط خارجيپسند باعث ميشود خيليها كالاي خارجي را بر توليد داخل ترجيح دهند. اين ميشود كه خريد يك كالاي داخلي به اين نيت كه پول آن به جاي ريختن به جيب كارگر خارجي، برود توي جيب يك كارگر ايراني، خودش يك كار جهادي است.
البته رهبر انقلاب مصرف درست و دور از اسراف و تبذير را هم از مصاديق جهاد اقتصادي براي مردم دانستهاند. اين هم داستان مفصلي دارد؛ تجملات، چشم و همچشميها، اسراف در كالاهاي اساسي و روزمره و .... اين هم خودش جهادي است. جهادي نه تنها اقتصادي، بلكه فرهنگي ـ اقتصادي.
5ـ از سوي ديگر مطالبه رهبري از جامعه كار، براي توليد كالايي خوب، فاخر و بادوام نيز در خور تأمل است. اينكه سازندگان كالاها و ارائهدهندگان خدمات، اتقان و كيفيت را در نظر داشته باشند و رعايت نمايند، مصداقي براي اين جهاد است.
6ـ چند روز پيش يك زوج مشگينشهري، به جاي هزينه نمودن براي مراسم عروسي، دو نفر زنداني بدهكار را آزاد كردند. با پولي در حدود سه ميليون تومان. سه ميليوني كه براي برخي، پول خرد است. يكي از اين دو نفر فقط به خاطر هفتصدهزار تومان زنداني بوده است. اين زوج با اين كارشان نانآور دو خانواده را به آغوش آنها بازگرداندند. اين كار از نوع مجاهدت فرهنگي ـ اقتصادي است. كار سادهاي نيست پا گذاشتن بر نفس و غلبه بر آرزوهايي كه برخي براي آن خيلي چيزها را زير پا ميگذارند، با اين توجيه كه "يك شب كه هزار شب نميشود". ابداً ساده نيست. حالا دو نفر، يك زوج به تصميمي متفاوت ميرسند؛ اما شنا كردن بر خلاف جهت آب، كاري بر خلاف عرف انجام دادن، كار سادهاي نيست. مجاهدت ميخواهد.
7ـ رئيس جمهور در آغاز اجراي طرح هدفمندي يارانهها، اعلام نمود برنامه بعدي دولت در حوزه اقتصاد، طرحريزي و اجراي برخي تحولات در ساختار اقتصادي، به ويژه بانكها، ماليات و گمرك است. حال نامگذاري سال به نام "جهاد اقتصادي" در ميانه طرح هدفمندي يارانهها و برنامه اعلام شده رئيس جمهور براي اقتصاد كشور، به نوعي ميتواند حمايت جدي رهبري از طرحهاي دولت به شمار رود. حمايتي كه دولت بايد آن را قدر بداند و مغتنم شمارد.
8ـ در شرايطي كه رهبر انقلاب مؤكداً مسائل اقتصادي را اولويت اصلي كشور برميشمرند و رسانهها و سياسيون را از مسائل فرعي و اختلافات پرهيز ميدهند، طرح برخي دعواها و مسائل از قبيل هياهوي معروف به جريان انحرافي، چندان عقلاني به نظر نميرسد. هر گونه هياهوي بيجا و مشغول شدن به امور فرعي و بياولويت ميتواند مانع بهره بردن از فرصت "جهاد اقتصادي" شود.
سه شنبه 14 تیر1390
از خود بیگانگی و بحران
تلخیص از: نسرین رضایی مقدم
در دنیای اقتصاد محوری تکنولوژیک ، معیار اخلاق قطعی ، در بازدهی ( مادی یا کارآمدی ) قرار دارد که تا مرتبه مقوله ی اخلاقی ارتقا یافته است . هیچ نیکی وجود ندارد که از ساختار فراتر رود ، نظیر آنچه در مذهب مطرح است یا آن طور که کانت فرض می کند به طور مستقل وجود داشته باشد .نیکی در ذات پیشرفت است و باید به مقتضیات آن پاسخ گوید.
باتوجه به خصلت فراگیر پیشرفت اقتصادی –تکنولوژیک ، این پیشرفت بخش های فعالیتهایی را که خنثی مانده یا از آن دور مانده است – برای جذب و ادغام آنها در حلقه ی خویش به زیر سلطه ی اهداف خود در می آورد. صنایع فرهنگی که زیبایی را به کالا تبدیل می کنند مثال های شاخص از این امرند. در برخی موارد صنعت آنچنان زندگی انسان را به طور کامل در خود مستحیل ساخته که انسان خارج از آن خود را گم شده می بیند و نمی داند با خودچه کند.
انسانی که به توده تبدیل شد ، چنین انسانی به کلی فاقد اهدافی برای خود است . چنین اهدافی را باید در اختیار او گذارد و چنانچه امکان داشته باشد به طور غیر نقد.
پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی – راحتی ، تسهیلات ، فراموشی – ارزش مطلق نوگرایی را بوجود می آورد.
این دقیقا همان خصلت درون ذات اصلی آن است ، که سرچشمه بحران آن ، یعنی جدایی از پایه های تاریخی و فرهنگی آن ، جدایی از اهداف واقعا انسانی و جدایی از واقعیت عمیق زندگی است .
ارزش های روحانی ، یکسان نگری ، ایده آل های اخلاقی و به طور کلی آنچه که ویژه انسان است ، به این ترتیب وابسته به الزامات و مطالبات تکنولوژی مهاجم می شود و در قید اقتصاد محوری معنوی قرار می گیرد و آنها را از قواره می اندازد . انسان که پیش از این مکان اول را درصحنه ی تآتر جهانی اشغال می کرد ، تحت الشعاع این موجودات مجردی قرار گرفته است که از آن صحبت به عمل آمد ( اقتصاد ، قدرت افکار عمومی ، مطبوعات، طبقه و غیره ) وبه فعالان مایشاء تاریخ تبدیل شده اند.
افزایش سرگیجه آور دانستنیها ، نیازها و امکانات انسان ، افزایش جمعیت کره ، پیدایش موجودات مجردی که از قدرت وسوسه انگیزی برخوردارند ،سرعت و عمق تغییراتی که در حیطه های بسیار متنوع پیش می آید . نتایج گاه معما وار برخی تحولات علمی و اجتماعی ، تبعات اجتناب ناپذیر ازخود بیگانگی ( خودباختگی ، خشونت ، ناسازگاری) تمام این پدیده ها که در واقعیت آنچه که ما را احاطه کرده است مشاهده می کنیم . این واقعیت را فوق العاده پیچیده می سازد . به این ترتیب درپس پیچیدگی مجموعه ای که درهر لحظه توجه مارا طلب می کند ، پیچیدگی ازخود بیگانگی آن از چشم مامخفی می ماند و این به نوعی پنهان کاری از خود بیگانه می انجامد. این بازی سرابها و آیینه های ،یکی از ویژگی های نوگرایی را بوجود می آورد.
منبع : کتاب :فقر ، پیشرفت و توسعه / پاول مارک هنری ترجمه مسعود محمدی /مقاله پیشرفت و فقر و رابطه های آن با ارزش های فرهنگی و معنوی از آلبرتو واگنردورینا


